نشانه های غیاب هی پیچند دور و بر. تمام دیوارها را لیس می زنند. از تمام عطرهای و خیابان ها و چاله های آب آشنا پرواز می کنند و می ریزند در تمام عطرها و خیابان ها و چاله های آب نا آشنا... غیاب سر ریز می کند از مهتاب میان این پنجره...
نشانههای غیاب
یکشنبه ۲۴ می ۲۰۰۹ ساعت ۰۸:۲۶
عکسهایت را که نگاه میکنم
یک روز است ندیدهامت.
با صدایت که به خواب میروم
یک هفتهاست نیستی.
غیابت که به یک ماه میرسد
تلفن خانهات زنگ میزند
و زنگ همهی خانهها به صدا در میآید
خشونت صدای مردانهای
همهی گنجههایم را میگشاید
از آن پس بر تنم پیراهنی است که هدیهی توست
بر دیوارهایم قاب عکسهایت
صدایت در ضبط صوتم
پیغامگیرت
همهی زنان را در اتاقم جادو میکند
همهی زنان عریان میشوند
آن مرد به جای همهی زنانی حرف میزند
که صدای خود را از من پنهان کردهاند
در این ده سال
هر بار که گوشی را برداشتی
من عریان بودم
و خانه تهی بود
از عکسهای صداهای
صداهای عکسهای
غیابت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|









