دو شعر
پنجشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹ ساعت ۲۳:۴۵
جنیفر سويینی امسال جایزهی جیمز لافلین را برد. دو شعرش را برای همهی لحظات بیپاسخ انتظارم در این دوردست بعید ترجمه میکنم. انگار از لحظات انتظارم، بازی سرگرمکنندهتری جز ترجمهی این شعرها نمیتوانستم بسازم.

چطور از انتظار یک بازی بسازیم
این یک بازی وارونه است
که هیچ امتیازی در پایانش نشان داده نمیشود.
گیاهی کمیاب و گران بخر که هرگز شکوفه نمیکند.
به ترتیب رنگهای شیرازهها، کتابهایت را مرتب کن.
تمام کلیدها را دفن کن، کلیدهایی که دری را باز نمی کنند.
این بازی قاعدهای ندارد، اینها یک مشت پیشنهادند
که برای دیگران جواب دادهاند.
مثلا، مردی بر دفتر نت دخترش نقاشی منظرهها را میکشید.
روی میزت صخرهای بگذار و
نامی برایش انتخاب نکن.
اعداد را از روی ساعت بردار و برای طلبکارانت پست کن.
ساعات انتظارت را به بادبادکی گره بزن و
هر شب سوال کن،
تا وقتی جوابی بشنوی.
در پرواز
افسانههای هیمالایایی میگویند
پرندگان سفید زیبایی هستند
که همیشه در پرواز زندگی میکنند
آنها در هوا زاده میشوند.
باید پرواز را
پیش از آنکه سقوط کنند
یاد بگیرند
شاید تو نیز اینگونه به دنیا آمدهای
که زمین زیرپایت مدام خالی میشود
شاید جاذبهی زمین
علیه تو اقامهی دعوی میکند
و احساس میکنی
کسی دیگر هستی.
برای کسی که در دل سقوط زندگی میکند
در آسمانی که زیر آسمان همگان است.
شعرها از جنیفر سويینی، ترجمهی محسن عمادی
| < قبلی | بعدی > |
|---|









