اسطورهشناسیها: شیوهی کار
شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹ ساعت ۱۴:۵۵
حوزهی عمومی - اين محل اجاره دادهمیشود
در نوشتهی پیشین گفتم که میخواهم اسطورهشناسیهای انقلاب اسلامی را بنویسم. چندیست که اینکار را آغاز کردهام و در این مقال از شیوهی کاراین پروژهی پژوهشی سخن میگویم گرچه با زبانی عمومی:
- گوشهی چشمی داشتهام به کتاب اسطورهشناسیهای رولان بارت که در سال ۱۹۵۷ منتشر شد. بارت در این کتاب الگوهای تبلیغات کالاها را تحلیل میکند و در خوانشی ساختارگرایانه نشان میدهد که چطور امور تاریخی، طبیعی جلوهداده میشوند و نیت پنهان و ایدئولوژی نهفته در هر الگوی تبلیغاتی چگونه عمل میکند. کار بارت اگر بخواهد پنجاه و دو سال بعد عینا اجرا شود، تمام پیشرفتهای علوم انسانی را در این فاصله قلم گرفتهاست. از منظر من، متن اسطورهشناسیها به مراتب از مقالهی اسطوره،امروز در انتهای آن کتاب مهمتر است و امروزیتر. با این اوصاف، در نوشتار اسطورهشناسیها میکوشم از شیوههای تحلیل روایت نیز استفاده کنم. تلاش میکنم از نتایج کار متفکران علوم شناختی به ويژه جورج لاکف در تحلیل استعارهها نیز بهره بگیرم. از آنجا که ساختارگرا، به شیوهای که رولان بارت بود، نیستم و تعلق زیادی به پدیدارشناسی دارم و نیز متن من در بستر تاریخی اسطورهشناسیهای بارت تالیف نمیشود، لازم نمیدانم بخواهم با نوشتار لویاستراوس یا سارتر مکالمه کنم.
- اساطیری که در جامعهی ایرانی هضم و جذب شدهاند و عمل میکنند به دلیل موقعیت خاص ایران در جادهی ابریشم از قلمروهای بسیاری گرد آمدهاند: پارهای از اساطیر ریشههای بینالنهرینی دارند و از آن طریق به اساطیر عیلام و تمدن آرامی و مصر پیوند خوردهاند. گروهی از تفکرات ایرانی، نوافلاطونی قلمداد میشوند که خودبخود به اساطیر یونان باستان، رم و ثنویت زرتشتی متصل میشوند. عمدهی اندیشههای عرفانی ما هم در نسبتی میان یونان و هند روایت شدهاند. قصد من به هیچ وجه ریشهیابی اساطیر نیست. تلاش من فقط برای استخراج الگوی اساطیری حاکم بر یک کنش تبلیغی در ایران، تحلیل قصد ایدئولوژیک پنهان در استفاده از این الگو، نشان دادن تغییرات زبان فارسی در بستر روایت این اساطیر و تاثیرات ضمنی این شیوهی تبلیغاتی بر عمل و رفتار نسلی است که در انقلاب ایران رشد کردهاند.
- در ارجاع به متون فقهی، به هیچ وجه به روشنفکری دینی ارجاع نمیدهم، نه به این دلیل که کارشان را بیقدر میدانم که بیشتر به این خاطر که تصور میکنم، آنچه در ایران تلقی رایج از دین و عمل دینی است وامدار فقه سنتیاست، نه روشنفکری دینی، گرچه اندیشمندانی چون دکتر علی شریعتی را هم در خلق این اساطیر و این شیوه از تبلیغات دخیل میدانم، لذا در مواردی کار من شاید به نقادی از این بزرگان بکشد. در مدل فقاهت شیعه تا اندیشههای آیت الله بروجردی پیش میآیم. با این اوصاف دستگاه فقه را در این بررسی تاریخی از صدراسلام تا مرگ بروجردی در نظر میگیرم.
- نوشتارها به همان شیوهی بارت، در قالب جستارهایی کوچک خواهند بود. از ترکیبات مصدری، ترکیبات جملهای و شبه جملهای، ادعیه و اذکار گرفته تا گزارههایی چون مرگ خدا در زبان فارسی مورد بررسی قرار میگیرند. یکی از دوستان قبول زحمت کردهاند که تعدادی عکس به عنوان نمونههای مثالی تبلیغات انتخاب کنند و اگر بر من منت بگذارند و به وعده وفا کنند، خواهیم توانست تحلیل زبان تصویر را هم به تحلیل نشانههای کلامی بیافزاییم.
- جمهوری اسلامی، برابرنهاد اسلام نیست. یک پدیدهی تاریخی است، یک نظام تاریخی است که شیوهی خاصی از بودن را برای یک جغرافیا به همراه آوردهاست. همچون همهی پدیدههای تاریخی، همچون همهی نظامها یک الگوی تبلیغاتی برای مشارکت اجتماعی فراهم کردهاست. این الگوی تبلیغاتی در گذر زمان شکل گرفتهاست و دستگاه پیچیدهی نشانهای خود را ساخته است. قدرتمداران پشت این دستگاه،به یاری پارهای از اساطیر، کالایی را به مردم ما فروختهاند،این کالا یک ساختار اجتماعی است در برابر همهی ساختارهای ممکن اجتماعی دیگر. این کالا یک رفتار اجتماعیاست،در برابر همهی رفتارهای اجتماعی ممکن دیگر که شاید در بستر تاریخ این سرزمین طبیعیتر بودند. فیالمثل تصویر آن بسیجی که باتوم را بالای سرش میچرخاند و حیدر حیدر میکند، یکی از همین رفتارهای اجتماعیاست که توسط این دستگاه نشانهساز تبلیغاتی به مردم ما فروخته شدهاست. آن بسیجی یکی از خریداران این کالاست.
- بارت در کتابی دیگر به تحلیل مد و فشن میپردازد. جمهوری اسلامی هم یک دستگاه مد خلق کردهاست. دستگاه فشن این نظام هم به عنوان یکی از ساختارهای اعتباربخشی و مرجعگزینی در خلال بحثهای این جستارها ذکر خواهد شد.
- سعی میکنم کنار همهی کارهای ترجمه، شعر و هزار دردسر مشابه دیگر،هفتهای یکی از این جستارها را منتشر کنم. هرکسی میخواهد در این راه همکاری کند، خبر دهد، ترجیح میدهم که این متن چند نویسنده داشته باشد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|









